تبليغاتX
::. دل شکسته .::

دل شکسته

 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

خرداد 1387
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

 

: پیوندها

 

uploud
راز دلدار
مریمی
ضد حال
دو پرنده یک پرواز
تنهای دختری تنها
سپیده شب
نازک دل
بارون میاد(مهرداد)
شب بوي زيبا(خانومي)
دل نوشته های یک عاشق دل شکسته
عاشقانه ها
من ودريا
فصل زرد
کتابهای صوتی (گویا)
::.

 

: موسیقی

 


 


IransBs.com

:لوگوی دوستان

 







 برنانت

 
 
از خدا نیرو خواستم
ضعیفم آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم
از اوسلامتی خواستم که کارهای بزرگی را انجام دهم
نا توانم آفرید که کارهای بهتری را انجام دهم
از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم فقرم بخشید که عاقل باشم
از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم
شکستم بخشید که بدانم پیوسته نیازمند اویم
از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرم
زندگیم بخشید که از همه چیز لذت ببرم
آنچه خواستم به من نداد
آنچه که بدان امید داشنم به من بخشید
و دعاهای ناگفته ام مستجاب شدند
وآنها این بود
من هستم
در میان انسان ها
وغرق در نعمت های پرودگار....
| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 توسط helen  http://delshekasteashegh.blogfa.com/post-9.aspx">ارسال به یک دوست
 
خدایا... دستامو هربار به روت باز کردم...
تو توش یه عروسک گذاشتی...
خیلی عروسکامو دوس داشتم...
ولی هر بار به زور اونارو ازم گرفتی....
منم زل زل نگات میکردم...
اشکام دونه دونه میومد...
ولی هیچی بهت نمیگفتم...
خدایا... تو که جای حق نشستی...
ولی چرا اونارو ازم گرفتی...؟
چرا اونارو بهم میدادی...؟
میخواستی ببینی امانت دار خوبیم...؟
بعد گرفتن اونا هنوز نفهمیدی...؟
خدایا این عروسکم میگیری...بگیر باشه....
ولی زل زل نگات میکنم...
مثه بارون اشک میریزم...
که یه قول باید بهم بدی...
که همون قدی که من این عروسکو دوس دارم ...
دوسش داشته باشی...
خدایا همونجوری که من تنهاش نمیذارم ....
توهم تنهاش نذار....
همیشه پشت و پناهش باش....
ولی خدایا...
دیگه دستامو بالا نمیارم...
که تو باز یه عروسک بذاری توش.......

| +| نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386 توسط helen  http://delshekasteashegh.blogfa.com/post-8.aspx">ارسال به یک دوست
 


This Template Designed By  hadi_x7
> All Rights Reserved